هوای سامره دارد دل هوایی من                              دوباره سائلی آمد،درِ حرم بگشا

هوای سامره دارد دل هوایی من                              دوباره سائلی آمد،درِ حرم بگشا

چند سالی میشد این روزا جمکران بودیم و عجب صفایی داشت در کنار حریم یار بودن و بویییدن گل نرگس....

و باز دلم هوایی شده...

پیامک ها  و ویژه نامه شهادت امام حسن عسکری ( علیه السلام ) در ادامه مطالب.....

ادامه نوشته

ازدست عزیزان چه بگویم ؟ گله ای نیست

ازدست عزیزان چه بگویم ؟ گله ای نیست

گرهم گله ای هست، دگر حوصله ای نیست

سرگرم به خود زخم زدن در همه عمرم

هرلحظه جزاین دست مرا مشغله ای نیست

دیری است که از خانه خرابان جهانم

بر سقـف فروریختـــــه ام چلچله ای نیست

درحســـــرت دیـدار تو آواره ترینم

هرچند کـه تــا خانه تو فاصله ای نیست

بگذشته ام از خویش ولی از توگذشتن

مرزی است که مشکل تر از آن مرحله ای نیست

سرگشته ترین کشتـی دریای زمانم

می کوچم و در رهگذرم اسکله ای نیست

من سلسله جنبان دل عاشق خویشم

بر زندگیم سایه ای از سلسله ای نیست

یخ بسته زمستان زمان در دل بهمن

رفتند عزیزان و مرا قافلـــه ای نیست


بهمن رافعی

سرخوش زسبوی غم پنهانی خویشم

سرخوش زسبوی غم پنهانی خویشم

                                           چون زلف تو سرگرم پریشانی خویشم

                     ....                     

در بزم وصال تو نگویم زکم و بیش

چون آینه خو کرده به ویرانی خویشم

....

لب باز نکردم به خروشی و فغانی

من محرم راز دل طوفانی خویشم

یک چند پشیمان شدم از رندی و مستی

عمریست پشیمان زپشیمانی خویشم

از شوق شکرخند لبش جان نسپردم

شرمنده جانان زگران جانی خویشم

بشکسته تر از خویش ندیدم به همه عمر

افسرده دل از خویشم و زندانی خویشم

.....

هر چند امین، بسته دنیا نیم اما

دلبسته یاران خراسانی خویشم

امام خامنه ای

سلامتیش صلوات


در خاطره ی خانه صدای تو نشسته است

در خاطره ی خانه صدای تو نشسته است

این پنجره عمریست به پای تو نشسته است

بگذار در آیینه ببینم غم خود را

در آینه گیسوی رهای تو نشسته است

ما مثل حبابیم و در اندیشه ی مرگیم

تا در سر ما عطر هوای تو نشسته است

رفتی و پس از رفتنت ای چشمه ی خورشید

شب نیست که دنیا به عزای تو نشسته است

گفتم که سفر پاک کند خاطره ات را

هر جا بروم خاطره های تو نشسته است

 شادي روح اموات صلوات

احسان پورنجاتی


یک نامه ام، بدون شروع و بــــدون نام

یک نامه ام، بدون شروع و بــــدون نام

امروز هـم مطابق معمـــــول ناتمــــام

             خوش کرده ام کنارتو دل وا کنم کمی

             همسایه ی همیشه ی ناآشنا؛سلام

ازحال و روز خودکه بگویم،حکایتی است

یک صفحه زندگانی بی روح و کم دوام

             جــویای حال از قلــم افتاده ها مباش

             ایام خوش خیالی و بی حالی ات،به کام!

دردی دوا نمی کنــد از متن تشــنه ام

چیزی شبیه یک دل در حــال انهــــدام

             در پیشگــاه روشــن آییــنه می زنـــم

             جامی به افتخــــار تو با بــاد روی بــام

باشد برای بعد اگر حرف دیگری است

تا قصه ای دوباره از این دست، والسلام!

تشکر

مرگ نه آغازش از ما شروع شده

و نه پایانش از ماست...

همه برای رفتن اومدیم  و همه روزی خواهیم رفت....

و این چگونه رفتن زیباست....

تشکر میکنم از تمام عزیزانی که برام نظر گذاشتند یا تماس گرفتند و اینکه پیام دادند،ممنونم سلامت وسربلند باشید

دوستانی که منو نفد میکنن ممنونم اما یه نشونی از خودتون بذارید بد نیست حرفای منو هم بشنوید هرچند انتقاد پذیرم هستم

خوشحال میشم کمکم کنید  عیبامو برطرف کنم...خدا رو شاهد میگیرم اگه منطقی قانع ام کنید وبلاگمو هم تعطیل میکنم.... هدف من چیز دیگری است....پس با اسم و آدرس نظر بذارید یا الکی مزاحم نشید



زندگی دفتری از خاطرات هاست

زندگی دفتری از خاطرات هاست

یک نفر در دل شب

یک نفر در دل خاک

یک نفر همدم خوشبختی هاست

یک نفر همسفر سختی هاست

چشم تا باز کنیم عمرمان میگذرد

ما همه همسفریم

آنچه باقی است فقط خوبی هاست!!!

چه سخت است ناله های سینه سوز انسان در سوگ عزیزانش،و سخت تر ساکت کردن بغض در گلو......

به دلیل فوت عموی عزیزم یه چند روزی نیستم....ببخشید

شادی روح شهدا و امواتمون بخصوص اموات بنده صلوات

باورت ميشه اينجا بوشهره....

سلام باورت ميشه اينجا بوشهره

شب يلدا با جمع دوستام رفته بوديم خائيز 75 كيلومتري بوشهر،اطراف اهرم

يك تفريح شاد و سالم و اسلامي

خداييش صفا داشت مخصوصا اينكه شب هم اونجا ايستاديم

فرصت شد عكساي جالب تري ميزنم

صدای شرشر باران  دل نشین است اما صدای زیبای تو دلنشین تر است....

ادامه نوشته

با تو هستم ای غریبه آشنایم میشوی؟؟؟؟   

باتو هستم ای غریبه،آشنایم میشوی؟

آشنای گریه های بی ریایم میشوی؟

          من تمام درد باران را خودم فهمیده ام ...

          مثل باران آشنای بی صدایم میشوی؟

روزگار، این روزگار بی خدا تا زنده است

ای غریب آشنا، آشنایی با خدایم میشوی؟

          من که شاعر نیستم شکل غزل را میکشم

          رنگ سبز دلنشین صفحه هایم میشوی؟

ای غریبه با شکوه و دلخوشی

همسرای خنده های باصفایم میشوی؟

          بوی غربت میدهد این لحظه های بی کسی

          با تو هستم ای غریبه آشنایم میشوی؟؟؟؟