شعری از رهبر انقلاب برای امام زمان(عج)


دل را ز بی خودی سر از خود رمیدن است

جان را هوای از قفس تن پریدن است


از بیم مرگ نیست که سرداده ام فغان
بانگ جرس زشوق به منزل رسیدن است


دستم نمی رسد که دل از سینه برکنم
باری علاج شکر گریبان دریدن است


شامم سیه تر است ز گیسوی سرکشت
خورشید من برآی که وقت دمیدن است


سوی تو ای خلاصه گلزار زندگی
مرغ نگه در آرزوی پرکشیدن است


بگرفته آب و رنگ زفیض حضور تو
هرگل دراین چمن که سزاوار دیدن است


با اهل درد شرح غم خود نمی کنم
تقدیر قصه دل من ناشنیدن است


آن را که لب به جام هوس گشت آشنا
روزی (امین) سزا لب حسرت گزیدن است

در کنج دلم عشق کسی خانه ندارد

دل را به کف هر که دهم باز پس آرد

در کنج دلم عشق کسی خانه ندارد

کس جای در این خانه ویرانه ندارد

دل را به کف هر که دهم باز پس آرد

کس تاب نگهداری دیوانه ندارد

در بزم جهان جز دل حسرت کش مانیست

آن شمع که می‌سوزد و پروانه ندارد

دل خانه عشقست خدا را به که گویم 

کارایشی از عشق کس این خانه ندارد

گفتم مه من! از چه تو در دام نیفتی

گفتا چه کنم دام شما دانه ندارد

در انجمن عقل فروشان ننهم پای

دیوانه سر صحبت فرزانه ندارد

تا چند کنی قصه ز اسکندر و دارا

در کنج دلم عشق کسی خانه ندارد

 

حسین پژمان بختیاری

ادعیه هر روز و شب ماه مبارک رمضان

ادعیه هر روز و شب ماه مبارک رمضان

ردیف

توضیحات

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 یا علی و یا عظیم ... 750 0:02:32
2 اللهم ادخل علی اهل القبور السرور 794 0:02:41
3 اللهم هذا شهر رمضان 3,946 0:29:52
4 اللهم الرزقنی حج بیتک الحرام 293 0:02:11
ادامه نوشته

۲۴ تیر روز تولد رهبرم سيد علي مبارك..

www.errooortm.com | گروه اینترنتی ایران ویج ‌

رمضان است و سر خوان خدا یار کجاست؟

بوشهر و روزه و افطار دلم می سوز د

آه از دوری دلدار دلم می سوزد


رمضان است و سر خوان خدا یار کجاست؟
آه از این درد دل آزار دلم می سوزد


شکوه از تشنگی ام نیست که از هرم فراق

جای لبهای عطش بار دلم می سوزد


آب می نوشم و در حسرت این الطالب

به سر سفره ی افطار دلم می سوزد


ای زمان جمعه ی صبح فرج یار نشد

نرسد لحظه ی دیدار دلم می سوزد


باز هم صحبت آب و عطش و سوختن است

روضه ی داغ علمدار دلم می سوزد

دروازه بهشت حرم توست

صحبت از تو که میشود...چقدر دل بیقرارم دلتنگ می شود برای بوی عطر ناب تو..

صحبت از تو که میشود
چهـار پاره تنـم میلرزد از شوق دیدار دوباره ات
و چشـمانم تر میشود از یادآوری خاطرات گذشته
یادگرفته بودم به مژده قاصدک ها دل نبدم
مبادا حسـودی کند عقـربه های ساعت و تو را از من بگیرد
اما...
این بـار تو می آیی
اشک و آه تلخ روزهای دوری ات چه شیرین میشوند به هنـگام دیدار دوباره
به شیرینی عسل
در هر غروب آفتاب
باران عسلت میشود بهانه ای برای توبه به درگاه حق
برای استغفار
برای تولدی دوباره
باران عسلی ات ما را به خودمان می آورد و تر میکند سرشت خاکی ای مان را
ما را بیدار میکند از خواب غفلت 335 روزه یک سال
و روان میشود چشمـه خشک شده انسانیت از چشم هایمان
و غروب میکند خورشید غرور و کبر وجودمان به هنگـام غروب آفتاب عزیزترین روزهای ماه
خدا
باران عسلت
به ما طعنه میزند که در برابر عظمـت خالقمان نقطه ای بیش نیستیم
و دنیا چه با ما و چه بدون ما همـواره در حال گردش و چرخش است
ای عسلی ترین ماه من
بدان لحظه هایم تنها به بهانه تو شیرین می مانند
دوستت دارم تا بی نهایت ها...


"رمــــــــــــــــــــــضان"

منبع:

http://maheasaliya.persianblog.ir/

پرواز والیبال ایران بر بالای قله‌‎های جهان

تصاویر نیمه شعبان