تجلیل از سرگروه ها حلقه های برتر صالحین دانشگا های استان بوشهر

تجلیل از سرگروه ها حلقه های برتر صالحین دانشگا های استان بوشهر

در سالروز تشکیل بسیج دانشجویی 2 آذرماه با حضور دانشجویان نخبه، مسئول بسیج دانشجویی استان بوشهر، فرمانده سپاه امام صادق(ع) سردار جمیری، جانشین فرمانده سپاه ،روسای دانشگا ها و دیگر مسولین دانشگاه ها  برگزار شد.

ادامه نوشته

یا زهرا- توی شهری که یه روز پر میشه از عطر خدا

توی شهری که یه روز پر میشه از عطر خدا

نفسای کسی که رد میشه از کوچه ی ما

حالا امروز میان و خونم و آتیش می زنن

تو رو توی کوچه ها روی زمین می کشونن
ادامه نوشته

باز می آیم و از تو خبری نیست که نیست


باز می آیم و از تو خبری نیست که نیست

ازتمنای نگاهت خبری نیست که نیست

جز وصال مه روی تو چه حاجـــت دارم؟

 لیک از وصلت رویت خبری نیست که نیست

دلم آتشکده ی عشق شد و می بینــــــــم

از دل شعله ور تو خبری نیست که نیست

همچو شمع از سرشب آب شوم تا به سحر

لیک  از قلب تو اما،خبری نیست که نیست

سوختــــن با تو به پروانه شدن می ارزد

از پر و شاپرک  تو خبری  نیست که نیست

نمیدانم کجا شاید بوشهر خوشمزه شایدم دهدشت....

تاریخش هم دست نیست

ای برادر ای تمام هستی ام- بعد پرپر شدنت، ای گل زیبا، چه کنم؟

برايت شعر مي‌گويم، برايت شعر مي‌خوانم
تو اي خوب،اي همه پاكي، برايت قصه‌ها دارم.


بعد پرپر شدنت، ای گل زیبا، چه کنم؟
من به داغ تو، جوان رفته ز دنیا، چه کنم؟

بهر هر درد، دوایی است، مگر داغ جوان
من به دردی که بر او نیست مداوا، چه کنم؟

 شادی روح امواتمون صلوات

اینجا بوشهر- شهر خوشمزه-بنویسید به دیوار سکوت عشق سرمایه هرانسان است  

بنویسید به دیوار سکوت

عشق سرمایه هرانسان است 
 
بنشانید به لبحرف قشنگ
 حرف بدوسوسه شیطان است
  
وبدانید که فردا دیر است
 
اگر غصه بیاید امروز
  
تا همیشه دلتان درگیر است
  
پس بسازید رهی را کنون
  
 تا ابد سوی سعادت برود
  
و بکارید به هر خانه گلی
 
که فقط بوی محبت بدهد
 
 

مال من باش و نخندی بهر مردم من حسودم


در مسلک عـشق با تو بودن چـه خـــوش است

خط به خط  هر شب نوشتم تا چنین شعری سرودم

من برای وصف عشقت ،تا نهایت با تو بودم

عشق را گل کرده بودی،خود شد پروانه اما

شمع را تنها گذاشتی ،تا بسوزانی وجودم

هر  چه من بد کردم آخر،باز خوبی کردی ای گل

می پذیرم حرف حق را،لایق تو،من نبودم

حال دارد بت پرستی،گر تو باشی قبله گاهم

نی خدا مثل خدایی،روز شب غرق وجودم

دست را گل حلقه ای کن، تا بمیرم در بر تو

مال من باش و نخندی بهر مردم من حسودم

در هراس از باد پاییز زیر این کولاک غمگین

خوف  کردم تو بلرزی جان فدای تو نمودم

گر هنوز من شوق دارم،چون تو هردم با منی گل

ذوق خود را ای گل من،از نگاه تو ربودم

اسفند ماه 91/بوشهر خوشمزه

مطمئنم که دلت را به دلم می­بازی

راز خوشبختی من خفته در قلب من است - عکس وطن

مام وطن

راز خوشبختی من خفته در قلب من است
تو کجا می گردی ؟ قلب من این وطن است
خاک مادر زادی،خانه ی اجدادی
این وطن ارثیه ی پشت در پشت من است

هیچ ابر قدرتکی مرد تسخیرش نیست
زن اگر تهمینه ، مرد اگر تهمتن است

گریه ها کرده وطن، تاب آورده وطن
مام پر درد وطن ، مادری شیر زن است

قلب من ! خانه ی من ، خانه ی زخم به تن
خسته ام از جانی که گرفتار تن است

من به مرگ آگاهم ، مرگ را می خواهم
هم وطن ها راهم ، دشمن آتش زدن است

dfg

تفرقه و تکرویی


سخنان نا همساز

دوستان ناهمرنگ

گفته ها دشمن ساز

دشمنان در تب جنگ

گرگ خونخوار به دنبال رمه

رمه هم بی چوپان

گوسفندی که عقب می ماند

طعمه ی گرگ درنده است یقین!

ایشااله فردا مقالمو در مورد اتحاد آفرینی میزنم

با یقین آمده بودیم و مردد رفتیم به خیابان شلوغی که نباید رفتیم

با یقین آمده بودیم و مردد رفتیم
به خیابان شلوغی که نباید رفتیم

می شنیدیم صدای قدمش را اما
پیش از آن لحظه که در را بگشاید رفتیم

زندگی سرخی سیبی است که افتاده به خاک
به نظر خوب رسیدیم ولی بد رفتیم

آخریم منزل ما کوچه سرگردانی است
دربه در در پی گم کردن مقصد رفتیم

مرگ یک عمر به در کوفت که باید برویم
دیگر اصرار مکن باشد، باشد، رفتیم...

فاضل نظری

سلام  و شروع مجری صحنه

سلام  و شروع مجری صحنه

به نام آنکه نامش سلام است و یادش آرامش دل

برو ادامه مطلب...

ادامه نوشته

متن مجری - ولادت حضرت رسول (ص)و امام صادق (ع)


بسم الله الرحمن الرحیم.

مهر  دل  ما  مدام   تقدیم  شما/عمری که شود به کام تقدیم شما

هرگز نشد آن هدیه که در شان شماست/ یک باغ گل سلام تقدیم شما

فرارسیدن میلاد مسعود نبی مکرم و حضرت رسول اکرم (ص) ، روز اخلاق و مهرورزی و نیز میلاد خجسته ی حضرت امام جعفر صادق (ع) موسس مذهب جعفری را محضر شما و همه ی عاشقان و محبان و شیفتگان آن حضرت گرانقدر و امام ارزشمند تبریک و تهنیت عرض می نماید.

با آمدنت جهان ما زیبا شد      شب رفت و سپیده سر زدو فردا شد

ایوان مدائن که فرو ریخت چه باک       ایوان بلند عاشقی بر پا شد

برد ادمه مطلب .....

ادامه نوشته